ورزش همگانی

بررسی راهکارها و موانع جذب مردم شهرستان یزد به ورزش همگانی و تدوین استراتژی‌های مربوط

کارفرما: اداره کل ورزش جوانان استان یزد

زمان شروع پروژه: 93/04/01

زمان پایان پروژه: 93/12/29

زمانی­که صحبت از ورزش همگانی می­شود، بیش­تر از آن­که مفهوم ورزش جلب توجه نماید، مفهوم همگانی خودنمایی می­کند. در واقع، بُعد اجتماعی ورزش همگانی است که در اولویت قرار می­گیرد نه صرفاً خود ورزش.این در حالی است که در دنیای مدرن که پارادایم اصلی بر محور علم بنا شده و پیش می­تازد، کمتر کسی را می­توان یافت که شهامت آن را داشته باشد که در مذمت ورزش، سخنی به میان آورد. اگر هم چنین شخصی پیدا شود، شهامت او را حماقت خواهند خواند. بنابراین در طول این پژوهش، سخن را در توصیف ثمرات ورزش به درازا نخواهیم برد و به تفصیل امر مسجل نخواهیم پرداخت. آن­چه برای ما در صدر اهمیت خواهد بود همگانی شدن امری است که در مفید فایده بودن آن بحثی نیست.

در همین رابطه، یعنی همگانی شدن ورزش، بعضی از موارد نیز آن­قدر پرواضح است که صرف پرداختن به آن­ها در قالب پژوهش، همچون شیخی است که از کراماتش، خوردن شیره و تشخیص شیرین بودن آن است. حتی اگر نیاز به تکرار مکرراتی از این دست هم باشد؛ صرف بازگو کردن بدیهیات، مشکلی را حل نخواهد نمود. تنها به شرطی، پرداختن به مکررات می­تواند در چاره­جویی به کمک ما آید که نگاهی چارچوب‌مند را پشتوانه نظرات خود کرده باشیم.

منظور از چارچوب­مندی، قاعده‌ای است که مشخص می­کند ما چه نگاهی به امر واقع داریم، چه می‌خواهیم و از چه روش و اسلوبی برای رسیدن به آن استفاده می­کنیم. روش­مندی، هر چند از ملزومات یک پژوهش به حساب می­آید، اما تمام پژوهش نیست. خام­اندیشی است اگر تصور کنیم داشتن روش برای پژوهش، همان داشتن چارچوب نظری است. کما این­که چارچوب نظری، فصلی است که روش شناسی جزوی از آن است نه همه آن. در این معنا، چارچوب نظری همچون نقشه­ی راهی است که از بیراهه رفتن یک پژوهش ممانعت به عمل آورده و ما را در رسیدن به ناکجا­آبادهای پژوهشی باز می­دارد.

متاسفانه در پژوهش­های انجام شده در حوزه ورزش همگانی، تنها روش مورد تاکید قرار گرفته است و محقق بدون در دست­داشتن چارچوبی تئوریک، به بررسی موانع و ارائه راه­کارهایی برای توسعه ورزش همگانی پرداخته که با وجود ادعای کاربردی بودن، عملا از کارایی چندانی برخوردار نیست. پژوهش حاضر، تنها به این بهانه انجام شده است که متفاوت از سایر پژوهش­ها باشد و این تفاوت، در ساخت چارچوبه­ای است که ما را تا انتهای پژوهش همراهی خواهد کرد.

در مرحله نخست، تلاش کرده­ایم تا با حضور در میان متولیان ورزش استان و انجام مصاحبه ­های عمیق با آنان، از وضعیت حال حاضر ورزش همگانی در شهر یزد و تا حدودی کشور آشنا شویم. البته در طول این مصاحبه ­ها، چالش ­ها و راهکارهای این افراد را در مورد گسترش ورزش همگانی در یزد به پرسش گذاشته­ ایم.

در مرحله دوم با مطالعه­ ی پژوهش­های انجام شده در حوزه ورزش همگانی چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان، ضمن مقایسه­ی تطبیقی میان وضعیت ورزش همگانی در ایران و سایر کشورها، به مفهوم ورزش همگانی یا همان Sport For Allنیز پرداخته­ایم. این موضوع از این جهت حائز اهمیت است که مفهوم­پردازی اصطلاح ورزش همگانی ، بخش مهمی از پژوهش ما را تشکیل می­دهد.

در مرحله سوم تلاش شده است با توجه به دو مرحله قبل، چارچوبی تئوریک برای پژوهش مورد نظر نگاشته شود. البته در نوشتن این چارچوبه نیز پای در مسیر پر پیچ­ و خم نظریه­ ها نگذاشته و تنها به ساخت چارچوبه­ای مناسب برای پژوهش در حوزه ورزش همگانی اکتفا نموده­ایم.