کارت امتیازی متوازن

استفاده از كارت امتيازي متوازن چارچوبي را فراهم مي‌كند تا سازمان بتواند استراتژي خود را پياده كرده و نتايج آن را اجرايي سازد. برخي از مهمترين مزاياي استفاده از BSC، يكپارچگي و نظارت، تمركز، هم­سویی، مشاركت و مسئوليت‌پذيري است. مراحل پیاده سازی کارت امتیاز متوازن به شرح زیر است.

 

مرحله اول:بازبینی و تنظیم استراتژیهایشرکت

سیستم جامع مدیریتی کارت امتیازی متوازن با تنظیم استراتژی توسط مدیران آغاز می شود. در این فرایند سه پرسش مطرح است:

1-          در چه کسبو کاری هستیم و چرا؟ (مأموریت و ارزش‌ها)

2-          مسایل کلیدی کدامند؟ (تجزیه و تحلیل استراتژیک): تجزیه و تحلیل استراتژیک شامل تجزیه و تحلیل محیط بیرونی(PESTEL) و محیط درونی است. خروجی این مرحله، جدولSWOT خواهد بود که مسایل استراتژیک را ارایه می دهد.

3-       تعریف مدل برنامه‌ استراتژیک متناسب با شرکت

4-       تدوین استراتژی و چشم‌انداز

این مرحله با توجه به برنامه استراتژیک تنظیم شده در شرکت، با توجه به نظر مدیریت ارشد شرکت و شرایط بیرونی و درونی جدید شرکت، مورد بازبینی و بازنویسی قرار خواهد گرفت.

 

مرحله 2: کمیسازی و عملیاتی کردن استراتژیهای شرکت

در این مرحله با تعیین هدف‌های استراتژیک، هدف‌های کمّی، ابتکارها و بودجه‌های استراتژیک که تخصیص منابع و اقدام‌ها را جهت می‌دهند، استراتژی را در اتصال به عملیات برنامه‌‌ریزی می‌کنند. در این مرحله با 5 پرسش مواجهیم:

1.       چگونه استراتژی را تعریف کنیم؟

یک استراتژی، ابعاد مختلف تحول سازمان را در بر می‌گیرد که از بهبود بهرهوری در کوتاهمدت تا نوآوری بلندمدت ادامه دارد. نقشه استراتژی، تصویر همه این ابعاد استراتژیک را نشان می‌دهد که آن را مضامین استراتژیک می‌نامیم.

2.       چگونه برنامه خود را بسنجیم؟

در این مرحله، هدف‌های تعریف شده در نقشه‌های استراتژی مضامین استراتژیک را به کارت امتیازی متوازنی که متشکل از شاخص‌ها و هدف‌های کمّی است تبدیل می‌شود.

3.       استراتژی‌ها به کدام برنامه‌های عملیاتی نیاز دارد؟

ابتکارها را نباید به صورت مجزا در نظر گرفت، بلکه باید به صورت سبدی از فعالیت‌های مکمل باشند که اگر سازمان می‌خواهد به هدف‌های کمّی خود برسد، باید هر یک از آنها را با موفقیت اجرا کند.

4.       چگونه بودجه ابتکارها را تأمین کنیم؟

5.       مسؤولیت اجرای استراتژی با چه کسی است؟

برای اجرای استراتژی، ساختار پاسخگویی جدیدی با استفاده از مضامین استراتژیک، شکل می‌گیرد و مسؤلان مضامین و تیم‌ها، نسبت به اجرای استراتژی هر مضمون، پاسخگو هستند و بازخورد لازم را ارایه می‌کنند.

مرحله 3: همسویی سازمان با استراتژی

بعد از طراحی نقشه استراتژی، مدیران با جاری‌سازی نقشه‌های استراتژی و کارت امتیازی متوازن متصل به همه واحدهای سازمان، می‌توانند سازمان را با استراتژی هم‌سو کنند. سپس با استفاده از فرایند رسمی اطلاع‌رسانی، کارکنان و سایر سازمان‌ها و ادارات تابعه را هم‌سو کرده، هدف‌ها و انگیزه‌های شخصی و بخشی آنها را به هدف‌های استراتژیک پیوند می‌زنند. این مرحله مستلزم فعالیت اجرایی و فرهنگ‌سازی در شرکت است.

مرحله 4. برنامهریزی عملیات در همسویی با استراتژیها، اهداف و شاخصهای استراتژیک:

شرکت‌ها و سازمان‌ها باید فعالیت‌های بهبود فرایند را با اولویت‌های استراتژیک خود هم‌سو کنند.هم‌چنین سرمایه‌‌ای که برای انجام کسبو کار تجهیز می‌کنند و یا بودجه‌های جاری و عمرانی باید با طرح استراتژیک، هم‌سو باشد چرا که در طول فرآیند برنامه‌‌ریزی عملیات هم‌واره با دو پرسش کلیدی مواجهیم:

1.       کدامیک از بهبودهایی که در فرایند کسبوکار و سازمان صورت می گیرد برای اجرای استراتژی حیاتی‌تر است؟

با شناسایی فرایندهایی که برای بهبود ضروری‌اند، سازمان‌ها نسبت به ایجاد داشبوردهای سفارشی ‌شده که متشکل از شاخص‌ها یا سنجه‌های کلیدی عمل‌کرد هستند، اقدام نموده و تیم‌های مدیریت فرآیند خود را پشتیبانی می‌کنند.

2.       چگونه استراتژی را به برنامه‌های عملیاتی و بودجه‌ها متصل شود؟

برنامه‌های بهبود فرایند و سنجه‌های سطح بالای استراتژیک و هدف‌های کمّی که در کارت امتیازی متوازن وجود دارند باید به یک برنامه عملیاتی سالانه تبدیل شوند. برنامه عملیاتی مورد نظر، سه مؤلفه دارد: پیش‌بینی کسب منابع و درآمدها، برنامه ظرفیت منابع و بودجه‌هایی برای مصارف عملیاتی و مخارج سرمایه‌‌ای.

استفاده از كارت امتيازي متوازن چارچوبي را فراهم مي‌كند تا سازمان بتواند استراتژي خود را پياده كرده و نتايج آن را اجرايي سازد. برخي از مهمترين مزاياي استفاده از BSC، يكپارچگي و نظارت، تمركز، هم­سویی، مشاركت و مسئوليت‌پذيري است. مراحل پیاده سازی کارت امتیاز متوازن به شرح زیر است.

 

مرحله اول:بازبینی و تنظیم استراتژیهایشرکت

سیستم جامع مدیریتی کارت امتیازی متوازن با تنظیم استراتژی توسط مدیران آغاز می شود. در این فرایند سه پرسش مطرح است:

1-          در چه کسبو کاری هستیم و چرا؟ (مأموریت و ارزش‌ها)

2-          مسایل کلیدی کدامند؟ (تجزیه و تحلیل استراتژیک): تجزیه و تحلیل استراتژیک شامل تجزیه و تحلیل محیط بیرونی(PESTEL) و محیط درونی است. خروجی این مرحله، جدولSWOT خواهد بود که مسایل استراتژیک را ارایه می دهد.

3-       تعریف مدل برنامه‌ استراتژیک متناسب با شرکت

4-       تدوین استراتژی و چشم‌انداز

این مرحله با توجه به برنامه استراتژیک تنظیم شده در شرکت، با توجه به نظر مدیریت ارشد شرکت و شرایط بیرونی و درونی جدید شرکت، مورد بازبینی و بازنویسی قرار خواهد گرفت.

 

مرحله 2: کمیسازی و عملیاتی کردن استراتژیهای شرکت

در این مرحله با تعیین هدف‌های استراتژیک، هدف‌های کمّی، ابتکارها و بودجه‌های استراتژیک که تخصیص منابع و اقدام‌ها را جهت می‌دهند، استراتژی را در اتصال به عملیات برنامه‌‌ریزی می‌کنند. در این مرحله با 5 پرسش مواجهیم:

1.       چگونه استراتژی را تعریف کنیم؟

یک استراتژی، ابعاد مختلف تحول سازمان را در بر می‌گیرد که از بهبود بهرهوری در کوتاهمدت تا نوآوری بلندمدت ادامه دارد. نقشه استراتژی، تصویر همه این ابعاد استراتژیک را نشان می‌دهد که آن را مضامین استراتژیک می‌نامیم.

2.       چگونه برنامه خود را بسنجیم؟

در این مرحله، هدف‌های تعریف شده در نقشه‌های استراتژی مضامین استراتژیک را به کارت امتیازی متوازنی که متشکل از شاخص‌ها و هدف‌های کمّی است تبدیل می‌شود.

3.       استراتژی‌ها به کدام برنامه‌های عملیاتی نیاز دارد؟

ابتکارها را نباید به صورت مجزا در نظر گرفت، بلکه باید به صورت سبدی از فعالیت‌های مکمل باشند که اگر سازمان می‌خواهد به هدف‌های کمّی خود برسد، باید هر یک از آنها را با موفقیت اجرا کند.

4.       چگونه بودجه ابتکارها را تأمین کنیم؟

5.       مسؤولیت اجرای استراتژی با چه کسی است؟

برای اجرای استراتژی، ساختار پاسخگویی جدیدی با استفاده از مضامین استراتژیک، شکل می‌گیرد و مسؤلان مضامین و تیم‌ها، نسبت به اجرای استراتژی هر مضمون، پاسخگو هستند و بازخورد لازم را ارایه می‌کنند.

مرحله 3: همسویی سازمان با استراتژی

بعد از طراحی نقشه استراتژی، مدیران با جاری‌سازی نقشه‌های استراتژی و کارت امتیازی متوازن متصل به همه واحدهای سازمان، می‌توانند سازمان را با استراتژی هم‌سو کنند. سپس با استفاده از فرایند رسمی اطلاع‌رسانی، کارکنان و سایر سازمان‌ها و ادارات تابعه را هم‌سو کرده، هدف‌ها و انگیزه‌های شخصی و بخشی آنها را به هدف‌های استراتژیک پیوند می‌زنند. این مرحله مستلزم فعالیت اجرایی و فرهنگ‌سازی در شرکت است.

مرحله 4. برنامهریزی عملیات در همسویی با استراتژیها، اهداف و شاخصهای استراتژیک:

شرکت‌ها و سازمان‌ها باید فعالیت‌های بهبود فرایند را با اولویت‌های استراتژیک خود هم‌سو کنند.هم‌چنین سرمایه‌‌ای که برای انجام کسبو کار تجهیز می‌کنند و یا بودجه‌های جاری و عمرانی باید با طرح استراتژیک، هم‌سو باشد چرا که در طول فرآیند برنامه‌‌ریزی عملیات هم‌واره با دو پرسش کلیدی مواجهیم:

1.       کدامیک از بهبودهایی که در فرایند کسبوکار و سازمان صورت می گیرد برای اجرای استراتژی حیاتی‌تر است؟

با شناسایی فرایندهایی که برای بهبود ضروری‌اند، سازمان‌ها نسبت به ایجاد داشبوردهای سفارشی ‌شده که متشکل از شاخص‌ها یا سنجه‌های کلیدی عمل‌کرد هستند، اقدام نموده و تیم‌های مدیریت فرآیند خود را پشتیبانی می‌کنند.

2.       چگونه استراتژی را به برنامه‌های عملیاتی و بودجه‌ها متصل شود؟

برنامه‌های بهبود فرایند و سنجه‌های سطح بالای استراتژیک و هدف‌های کمّی که در کارت امتیازی متوازن وجود دارند باید به یک برنامه عملیاتی سالانه تبدیل شوند. برنامه عملیاتی مورد نظر، سه مؤلفه دارد: پیش‌بینی کسب منابع و درآمدها، برنامه ظرفیت منابع و بودجه‌هایی برای مصارف عملیاتی و مخارج سرمایه‌‌ای.